علیاکبر سبزیان، دانشجوی دکتری رشته عرفان اسلامی و اندیشه امام خمینی(ره) به مناسبت سالروز نامه تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف، یادداشتی را برای انتشار در خبرگزاری ایکنا نوشته است که در ادامه مشروح این یادداشت را میخوانید.
بیتردید، نامه تاریخی امام خمینی(ره) به میخائیل گورباچف در یازدهم دیماه ۱۳۶۷، یکی از شگفتانگیزترین رویدادهای دیپلماتیک قرن بیستم بود. این نامه، فراتر از یک مکاتبه سیاسی متعارف، «آوای توحید» بود که در لحظهای حساس از تاریخ جهان، از جماران به کرملین طنینانداز شد. آنچه این نامه را متمایز میکند، نه صرفاً پیشبینی فروپاشی امپراتوری شوروی، بلکه ژرفای بینش فلسفی و عرفانی آن است که همچنان تازگی خود را حفظ کرده است.
امام خمینی (ره) این نامه را در شرایطی نوشت که جهان در آستانه تحولات بزرگ قرار داشت. در چنین فضایی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی با درکی پیامبرگونه، نه تنها ضعف ساختاری نظام شوروی، بلکه «بحران معنوی» آن را تشخیص داد. امام در این نامه، خود را نه به عنوان یک رهبر حکومتی، بلکه به صورت نمادین به عنوان «بنده خدا روح الله» معرفی کرد و این خود، گویای ماهیت فرامادی این پیام بود.
قلب تپنده این نامه، تحلیل هوشمندانه امام از بنبست جهانبینی مادی و دعوت صریح به توحید بود. او با جملاتی تاریخی و تکاندهنده خطاب به گورباچف نوشت: «از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستوجو کرد.» این پیشبینی نه بر اساس محاسبات اقتصادی مرسوم، بلکه بر اساس تحلیلش از ناتوانی ذاتی مکاتب مادی در پاسخگویی به نیازهای فطری بشر استوار بود.
امام مشکل اصلی شوروی را نه در مسائل اقتصادی یا ساختاری، بلکه در «عدم اعتقاد واقعی به خدا» دانسته و با بیانی استدلالی و در عین حال ساده، به رهبر شوروی هشدار دادند: «مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست... مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست؛ مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بنبست کشیده است.» این سخن، در واقع اشاره به این حقیقت داشت که انسان، موجودی یکبعدی و محدود به ماده نیست و فطرت او همواره طالب کمال مطلق و حیات ابدی است.
شاید یکی از عمیقترین بخشهای نامه، توصیه امام خمینی(ره) به گورباچف برای مطالعه آثار فلاسفه و عرفای بزرگ اسلام همچون فارابی، ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا و محی الدین ابن عربی بود.
این توصیه، نشان از آن داشت که امام، راه نجات از بحران مادیت را تنها از طریق گشودن دریچهای به سوی معنا و متافیزیک ممکن میدانست. حتی پیشنهاد اعزام دانشمندان شوروی به قم برای تحصیل در حوزههای علمیه، نشاندهنده جدیت ایشان در این دعوت بود.
هیئت اعزامی به سرپرستی آیتالله جوادی آملی، نامه را در کاخ کرملین برای گورباچف قرائت کردند. گورباچف در هنگام شنیدن جمله معروف درباره «موزهای شدن کمونیسم» دچار تغییر حالت شد. پاسخ رسمی او اگرچه محترمانه بود، اما حاکی از درک ناکافی از عمق پیام امام داشت.
سالها بعد، پس از فروپاشی شوروی، گورباچف با اعتراف به اشتباه خود گفت: «اگر ما پیشگوییهای آیتالله خمینی را در آن پیام جدی میگرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم.» این اعتراف، خود گواهی بر ژرفبینی امام خمینی(ره) بود.
نامه تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف، تنها یک سند سیاسی نیست؛ بلکه «بیانهای فلسفی و عرفانی» درباره شکست مکاتب مادی و ناتوانی آنان در پاسخ به عمیقترین نیازهای بشری است. پیام اصلی این نامه - که امروز نیز برای جهان غرب و تمدن مادی غربی کاملاً قابل اطلاق است - این بود: «مشکل اصلی شما، مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی است.»
این نامه، دعوتی همیشگی برای بازگشت به فطرت توحیدی و گشودن دل به سوی معنویت است. پیام امام از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته و تا امروز زنده و پابرجاست؛ زیرا بحران بیمعنایی، بحرانی است که تمدن مادی هرگز نتوانسته است از آن رهایی یابد.
روح آن بزرگمرد الهی شاد
انتهای پیام